خرید بک لینک
خسته ام؛

یک صبح زود سرد.

نشسته ام در تاریکی بیهوده و زل می زنم به ماگ نسکافه ی سرد شده.

در این صبح سرد و این تاریکی بیهوده.

خسته ام. خستگی که دلیل نمی خواهد.

اگر می خواهد، دلیل دارم. تا ابد.. تا انتها؛ پر از دلیلم. دلیل های سرکوب شده. مکتوم شده. منکوب شده. سقط شده. زنده به گور شده. پر از دلیل.

امّا وقتی کسی به دلیل ها علاقه ندارد، بگذار که بگویم "خسته ام"، بی دلیل.

سرد است. درد می کند. همه جا.

برچسب: must be exhausting to lose your own game lyrics,must be exhausting to lose your own game,sick with shame must be exhausting to lose your own game, نویسنده: یلدا باقری تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 9:09

صفحه بندی