می خوانم : "مرگ" /
می خوانم:" ترس"/
گر می گیرم به جای تو/
خشکم می زند/
نکند یک بار دیگر
همه چیز دست به دست هم می دهد
تا آرامشش را به هم بزند؟/
اگر بروی ،/
با تو،/
نصف بیشتر من می رود/
و این راز سر به مهر
هیچ وقت کشف نخواهد شد./
تو راز پوشیده ی منی از من..../
فردا که ببینمت /
کاش /
پیش بیاید که محکم در آغوشت بگیرم.../
به هم می ریزم. /
شدید به هم می ریزم. /
دیگر نگو از مرگ..../
نگو از ترس.../
من پیش از تو خواهم مرد./
هزاران بار.../
پ.ن: هنوز هم ژانر این قصه تراژدی است...
بعد از 9 سال... /
لعنتی من....
برچسب:
نویسنده: یلدا باقری
تاريخ: چهارشنبه
21 مهر
1395 ساعت: 9:09